گنجشك هاي زنگ زده
بدون مقدمه بخوانید یک مثنوی کوتاه یک داستان و یک سپید از من
بگم که مثنوی رو قبلن گذاشته بودم اما الان از نظر وزنی اصلاح شده و کمی ارز لحاظ محتوا
خسته ام خسته تر از آینده , توی این روزهای تکراری
دو سه قطره به بغض من مانده توی کابوسهای دیواری
پشت عکست سه ماه آینده رو به دیروزهای نافرجام
توی جیبم سه بطر اشکم بود,دو سه ساعت به لحظه ی اعدام
تو مرا دست می/ تکان دادی روی آن فرشهای ماشینی
سردی لحظه ای به جا مانده جان آن پلک های تزئینی
بوی بی عاری نگاهت داشت- لحظه های شکسته ی بی گاه-
با تف افتادم از تن گیجت, دو سه قطره و بعد تنها آه
----------------------------------------------------
[سرش درد می کرد.]
نون تست رو گذاشت کنارآب پرتقال
- امروز شیفت توئه
- باشه یه دس دیگه pes بازی کنم میام
جلوی آینه به موهاش زل زد
- زیر چشام گود رفته
- مال بی خوابیه
- می خوام موهامو رنگ کنم
- بلوطی کنم نه فندقی
-سکوت...
###
- دوست دارم
- شوخی می کنی
- نه کاملا جدیه بذار دوست داشته باشم بدون خواسته ی متقابلی ازت
- دوباره از اول صبح نشستی پای تلویزیون
- می خام هواشناسی رو چک کنم آخه گوشیم خرابه
- خیلی احمقانه اس مثل این می مونه که یه استاد ریاضی هر روز چک کنه ببینه 2+2 جوابش 4 میشه یا نه!؟
###
[صدای سیفون بلند شد]
- لباسامو شستی؟
- می تونی صبر کنی از توالت بیای بیرون بعدش حرف بزنی
- لباسامو شستی ؟
- دادم خشک شویی . خودت بگیرشون
- یه تیکه نون تست بخور تا معده ات اذیتت نکنه
[صدای لولای فلزی بلند شد.]
نوار بهداشتی !
- سه ماه خونه نبودی.حالام که اومدی پریودی ؟
آخه....!
- خفه شو
-من خفه شم یا تو که هرشب با یکی می خوابی؟
-میتونم . به کسی هم ربطی نداره!
[عمو نوروز در رو به هم کوبید و ننه سرما دنبال ژلوفن می گشت.]
2011 نوروز مبارک.
------------------------------------------------
شمشادها قد کشیده اند
بابرگهای کوچکشان
سیاه تر از کلاغ های موسمی
و بلندتر از داربست های شهر
زخمهایم سرباز شده اند
ایران هم که نباشی
سال تحویل چیز دردناکی است
درد ناکتر از باتومهایی که
عاشقانه هایت را زمزمه می کردند
و شمشادها هنوز بزرگتر خواهند شد
| Design By : nightSelect.com |

